معتادمروری بر معتاد و نکات مهم آن را در ادامه بخوانید.معتاد بود. به صدا... به آغوش... به طعم شراب لب های خوش رنگ ... و به کلمات... معتاد بود به کسی که عاشقانه ترین کلمات رو تو قلبش می ساخت. طاقت خماری نداشت. برای همین صبح تا شب و شب تا صبح صداش رو تزریق می کرد. رویا می ساخت. وقتی نبود درد می کشید و صبوری می کرد.بیان کرده بودم نذار بفهمه معتادش شدی. نذار بفهمه نباشه خواب و خوراک تو از بین میره. نذار بفهمه کمرنگ شدنش از پا درت میاره. بیان کرده بود باشه ولی معتاد بود. به چشم ها ... به موهای لخت ب
برچسب:
نویسنده: زهرا کوهی
تاريخ: پنجشنبه
1 مرداد
1405 ساعت: 16:57