خرید بک لینک

درباره سایت

زلف سمن سا

امکانات وب

معتادمروری بر معتاد و نکات مهم آن را در ادامه بخوانید.معتاد بود. به صدا... به آغوش... به طعم شراب لب های خوش رنگ ... و به کلمات... معتاد بود به کسی که عاشقانه ترین کلمات رو تو قلبش می ساخت. طاقت خماری نداشت. برای همین صبح تا شب و شب تا صبح صداش رو تزریق می کرد. رویا می ساخت. وقتی نبود درد می کشید و صبوری می کرد.بیان کرده بودم نذار بفهمه معتادش شدی. نذار بفهمه نباشه خواب و خوراک تو از بین می‌ره. نذار بفهمه کم‌رنگ شدنش از پا درت میاره. بیان کرده بود باشه ولی معتاد بود. به چشم ها ... به موهای لخت ب

برچسب: نویسنده: زهرا کوهی تاريخ: پنجشنبه 1 مرداد 1405 ساعت: 16:57

قابیلاگر می‌خواهید درباره قابیل اطلاعات بیشتری کسب کنید، این مطلب را تا انتها مطالعه کنید.من درختی کلاغ بر دوشم ، خبرم درد می‌کند بدجور ساقه تا شاخه ام پر از زخم است ، تبرم درد می‌کند بدجور من کی ام جز نقابی از ابهام؟ درد بحران هوّیت دارم یک اشاره بدون انگشتم ، اثرم درد می‌کند بدجور جنگجویی نشسته بر خاکم ، در قماری که هر دو می‌بازیم پسرم روی دستم افتاده ، سپرم درد می‌کند بد جور مثل قابیل بی قبیله شدم ، بوی گندم گرفته دنیا را بس‌که حوا ، هوایی اش کرده ، پدرم درد می‌کند بدجور هرچه کوه بزرگ می‌بینی

برچسب: نویسنده: زهرا کوهی تاريخ: پنجشنبه 1 مرداد 1405 ساعت: 16:57

صفحه بندی